وقتی نمادهای دینی گرفتار مصرف گرایی می‌شوند

مصرف نادرست را وارد نمادهای دینی شدند، به ‌جای این‌‌که دین را وارد این نمادها شوند، لذا اصلی‌ترین جایی که می‌توانست برای مصرف الگوساز باشد، خودش گرفتار مصرف ‌شده است .

به گزارش یزدی نیوزگاهی مصرف شکل طبیعی خودش را از دست ‌داده و به ‌جای آن که به ‌عنوان یک پدیده حیاتی در خدمت انسان باشد، انسان به خدمت او در می‌آید. بدین گونه وسیله به هدف تبدیل می‌شود و همه قوای مادی و معنوی انسان که باید با مصرف درست به اوج تکامل و تعالی برسد بر اثر مصرف‌زدگی در سراشیبی سقوط قرار گیرد .

 
حجت‌الاسلام «محمدتقی اکبرنژاد» استاد دانشگاه و مدیر مؤسسه‌‌‌‌‌ فقاهت و تمدن‌سازی اسلامی، با اشاره‌ به اهمیت موضوع مصرف در زندگی امروزی، اظهار کرد: ما بر حسب این‌که انسان هستیم و در عالم خاکی به سر می‌بریم نیاز به مصرف داشته و مصرف لازمه بقا و تکامل انسان‌ها است.
 
چه الگوهایی در راستای مصرف صحیح وجود دارد؟
 
وی با بیان این‌که محدود بودن منابع نیاز به الگو را در مصرف چند برابر کرده است، افزود: اگر بخواهیم بدون الگوی مناسب مصرف کنیم دچار کمبود می‌شویم.
 
مدیر مؤسسه‌‌‌‌‌ فقاهت و تمدن‌سازی اسلامی،گفت: یکی از شاخصه‌های خوشبختی در جوامع، میزان مصرف کردن آن‌هاست، طبیعتاً اگر در جامعه مصرف زیاد باشد، نشان می‌دهد که آن جامعه‌ سرزنده‌ای است.
 
به‌ عنوان ‌مثال اکنون آمریکا به ‌عنوان یکی از پرمصرف‌ترین کشورهای جهان است. البته آن‌ها به خاطر این‌که چرخ اقتصاد و تولید بچرخد مصرف را بالا برده‌اند. چون در آنجا تکاثر ارزش دارد و در نظام ارزشی دینی تکاثر مذموم است .
 
چه چالش‌هایی در راستای الگوی صحیح مصرف وجود دارد؟
 
حجت‌الاسلام اکبرنژاد، با اشاره به رابطه مستقیم رونق تولید با افزایش مصرف، تصریح کرد: مردم ایران مصرف گرایانه هستند و متأسفانه بر خلاف بسیاری از کشورهای اروپایی مثل آمریکا که در کنار مصرف‌گرایی پرکار هم هستند، ولی مردم ما کم‌ کار و پرمصرف هستند و آسیب‌های آن به ‌وضوح مشاهده می‌شود و همین عامل سرآغاز یک بحران اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی است.
 
این استاد جامع‌شناس ادامه داد: در جامعه ما مصرف‌گرایی حتی در نمادهای دینی نیز خودش را نشان داده و وارد شده است. مثلاً مسجد باید مظهر بندگی خدا باشد. به‌ جای این‌که مردم پیام بندگی از آن جا دریافت نمایند، مساجد ما جزء تشریفاتی‌ترین ساختمان‌های هر منطقه شده است. برای نمونه بعضی از مصلی‌ها، خیلی با شکوه ساخته‌ شده است.
 
وی افزود: بدین ‌جهت ما مصرف نادرست را وارد نمادهای دینی کرده‌ایم به ‌جای این‌ که دین را وارد این نمادها کنیم. لذا اصلی‌ترین جایی که می‌توانست برای مصرف الگوساز باشد، خودش گرفتار مصرف ‌شده است. وقتی انسان دائماً در این مکان‌ها رفت‌وآمد می‌کند از آن الگو گرفته و حتی متدین‌ترین انسان‌ها را هم وقتی به منزلشان نگاه می‌کنیم می‌بینیم تشریفاتی است.
 
دین چطور می‌تواند افراد را به سمت مصرف بهینه هدایت کند؟
 
این مقام مسئول خاطرنشان کرد: چنانچه ماهیت دین در خصوص مصرف بهینه تبیین گردد و وقتی ماهیت دین مبتنی بر زهد در دنیا است و باید بیشتر به دنیا توجه داشت، لذا همین مورد الگوساز است. مثلاً در خوراک اسلام فرموده که قبل از سیر شدن دست بکشید. در پوشاک گفته اسراف و زیاده‌ روی نکنید. در ساخت منزل روایت ‌شده بزرگ بسازید ولی از تجملاتی شدن آن بپرهیزید .
 
در دین به حاکمان و دولتمردان امر شده است که ساده ‌زیست باشند و خودشان را در کنار طبقات محروم ببینند. اگر ما می‌توانستیم همین ساده‌ زیستی ائمه(ع) را در جامعه تفهیم کنیم بسیار خوب بود. اکنون مسئله مهمان‌ نوازی اهل‌بیت(ع) را در جامعه تفهیم نکرده‌ایم که زندگی‌ها تجملاتی شده است در صورتی‌که اهل‌بیت(ع) هم مهمان زیاد داشتند و هم ساده می‌گرفتند. بنابراین ماهیت دین به‌گونه‌ای است که منشأ اصلی مصرف‌گرایی را که تعلق به دنیا و دنیا دوستی است کنترل می‌کند و ظرفیت آن برای الگوسازی مصرف بسیار بالاست .
 
مشکل اصلی کجاست که مسلمانان گرفتار اسراف شده‌اند؟
 
وی افزود: بخشی از مسائل مربوط به اسراف به اسلام مختص نبوده بلکه به مردم‌شناسی هر جامعه مربوط می‌شود.
 
یک سری از ویژگی‌ها مربوط به ویژگی‌های کهن بومی و ملی مردم است و به اسلام مربوط نمی‌شود. طبیعتاً وقتی کشوری نفت‌ خیز باشد و از آن طرف هم حاکمانی نداشته باشد که در زمینه مصرف تدبیری بیندیشند، تنبلی پدید می‌آید. بدین خاطر در ایران گاهی با توجه به ثروت های بسیاری که داشته ایم و هم چنین عملکرد نادرست حاکمان و دولتمردان سبب بروز مصرف‌گرایی و اسراف در بین مسلمانان شده است .
 
روایت داریم که مردم به بزرگان مملکتی خود شبیه ترند تا به پدران خود. دلیل این‌که فرمایشات رهبری هنوز در راستای الگوی مصرف پیگیری نشده و روز به روز هم روحیه مصرف‌گرایی در جامعه افزایش یافته این است که وقتی مردم به مسئولین نگاه می کنند که خوراک و پوشاک و منزل و تفریحشان بیشتر است طبیعتاً مردم نیز شبیه آن‌ها عمل کرده و اصلاح نمی شوند .
 
می‌توان برای فرد اسراف کار، مجازات‌ها و جریمه‌های مختلف در نظر گرفت؟
 
در این زمینه می توان مجازات در نظر گرفت اما اول باید از فرهنگ‌سازی شروع شود و الا تبدیل به لجبازی خواهد شد. هر کاری که در حوزه حکومت اسلامی از فرهنگ‌سازی شروع نشود، به مقاومتی در مقابل مردم خواهد انجامید. همان طور که می دانیم حجاب یکی از ضرورت های دین است اما چون فرهنگ‌سازی نشد خود حجاب عامل فشار بر حکومت تلقی شده است، به‌طوری‌که وجهه فرهنگی خودش را هم از دست‌ داده و سیاسی شده است .
 
در خصوص اسراف هم اگر فرهنگ‌سازی نشود اجبار در این زمینه فایده ندارد. البته ظرفیت این عمل در دین وجود دارد، به ‌طوری ‌که حاکم برای حکم ثانویه به جهت هر معصیتی که بخواهد جامعه انجام دهد و وجهه اجتماعی داشته باشد می‌تواند مجازاتی اعمال نماید. در اسراف نیز چنین عملی امکان پذیر است .
 
اسراف مسئله شخصی نیست. اسراف الان در جامعه به یک پدیده اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده و آثار بحرانی را از خود نشان داده است. به نظر بنده قبل از این‌که در زمینه اسراف فرهنگ‌سازی صورت گیرد باید به نسبت برخورداری این رفتار فرهنگ‌سازی انجام گیرد نه این‌که افراد عادی که اصلا چنین عملی را انجام نمی دهند ببریم سمت کسانی که اسراف و تبذیر می کنند .
 
وقتی در جامعه ما دولت ها این قدر ضعیف هستند که نمی‌توانند جلوی زمین خواری را بگیرند و در هر مکانی دولتمردان و ثروتمندان کاخ و ویلا ساخته اند، چطور می‌توانند مردم به الگوی صحیح مصرف کشیده شوند. تعذیرات و مجازات ها اگر بخواهد منطقی باشد باید از بالا شروع شود. مردم سطح پایین را نباید اذیت کرد که اگر آن‌ها اذیت شوند آثار جدی برای جامعه به دنبال خواهد داشت. فراموش نکنیم پایگاه اصلی دین ما فقرا هستند، یعنی باید از این ها برای رسیدن به اغنیا کمک می گرفتیم. حال که زورمان به اغنیا نمی رسد مردم دیگر را از خودمان ناراضی نکنیم.
 
علت این‌که امروزه به‌گونه‌ای فرهنگ‌سازی شده که افراد اسراف را در خوراک و پوشاک می دانند این است که الگوی مصرف بیشتر به مادیات مربوط شده است. هم چنین اگر بخواهیم جلوی اسراف در عمر را بگیریم تنها دولت می‌تواند در این زمینه اقدام کند. امروزه عمر بسیاری از مردم در ادارات دولتی و… تلف می‌شود.
 
یا مثلاً در نظام آموزش و پرورش ۱۲ سال عمر یک فرزند تلف می‌شود اما محتوایی که به دانش آموز آموزش داده شده است در زندگی او فایده‌ای ندارد. یک دختر به ‌جای این‌که مسائل شوهرداری، تربیت فرزند و خانه داری را در مدارس فرا بگیرد همه همتش شده درس های بی مصرف و بی فایده و حتی در منزل به مادرش هم کمک نمی‌کند. لذا لازم است در راستای بحث الگوی مصرف و اسراف تدابیری اندیشیده شود .
 
 
منبع:ایسنایزد

بخش نظردهی بسته شده است..