شناسه خبر: 14502 منتشر شده در مورخ: 1394/07/25 ساعت: 23:08 گروه: شهرستان ها
رئیس جمعیت هلال احمر شهرستان ابرکوه خبر داد:

عضو تیم دادرس ابرکوه برادر دوساله اش را نجات داد

عضو تیم دادرس ابرکوه برادر دوساله اش را نجات داد
عضو تیم دادرس جمعیت هلال احمر شهرستان ابرکوه توانست با آموزشهای کسب شده توسط مربی در طرح دادرس برادر خود را نجات دهد و نجات دادن برادر خود را مدیون آموزش های امداد و مربی دادرس خود می داند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی یزدی نیوز به نقل از روابط عمومی جمعیت هلال احمر استان یزد / خلیل اکرمی رئیس جمعیت هلال احمر شهرستان ابرکوه اظهار داشت : فاطمه قنبری عضو تیم دادرس جمعیت هلال احمر ابرکوه با آموزش های فرا گرفته از مربی خود در طرح دادرس که خود را برای سومین دوره مسابقات المپیاد دادرس آماده میکرد توانست برادر دوساله خود را نجات دهد .

رئیس جمعیت هلال احمر شهرستان ابرکوه گفت : هدف از اجرای طرح دادرس شناخت و اگاهی دانش آموزان از حوادث و سوانح ونحوه امدادرسانی درحوادث و از نتایج بسیار خوب طرح دادرس شناسایی دانش آموزان علاقه مند و مستعد است.

اکرمی عنوان کرد : بسیار خرسندیم که توانستیم در این هدف و امر مهم که دانش آموزان را برای روزهای سخت آماده و اموزش دهیم که بتوانند حداقل در خانواده خود موثر باشند.

به همین منظور مصاحبه ای را با این عضو دادرس انجام دادیم که خواندن آن خالی از لطف نیست :

 

1-خودتان را معرفی کنید؟

فاطمه قنبری، متولد دی ماه 1379و ساکن استان یزد-شهرستان ابرکوه و در حال حاظر در مدرسه شهید جهانی مشغول به تحصیل هستم

2-آشنایی شما با هلال احمر از چه زمانی بوده است ؟

آشنایی من با هلال احمر  از سال 89 بود و  مباحث کمک های اولیه را  از طریق تیم  دادرس  آموختم.

3-از اینکه هلال احمری هستید چه احساسی دارید؟

در اول که عضو تیم دادرس شدم فقط برایم هیجان مسابقه مهم بود ولی وقتی بیشتر با اهداف هلال احمر آشنا شدم و حس انسان دوستی و... آنها را دیدم انگیزه بیشتری پیدا کردم وخیلی خوشحالم که الان یک هلال احمری هستم

4- و اما ماجرای نجات محمدهادی...

روزی که مبحث احیای قلبی ریوی را در تیم دادرس آموزش دیدم،فردای اون روز تقریبا ساعت 5عصربا سر وصدای مادرم متوجه این اتفاق شدم...به سرعت خودم را به مادرم رساندم و پس از مشاهده بردار کوچکم در بغل مادر متوجه حادثه خفگی در او شدم با حفظ خونسردی و با آرامش محمد هادی را از مادر گرفتم و او را روی دستم انداختم و شروع به ضربه زدن به پشتش کردم که با ضربه سوم علائم حیاتی برگشت وتکه ای از هندوانه که باعث خفگی او شده بود را از دهانش بیرون اوردم

5-یک آرزو...

آرزو دارم روزی برسد که تمام مردم با هلال احمر آشنا شوند و دوره های آموزشی آن را بگذرانند تا خدایی ناکرده اگر اتفاقی برای عزیزانشان افتاد بتوانند جان آنها را نجات دهند و آرزوی دیگرم دعای عاقبت به خیری برای  مربی عزیزم (خانم مرضیه اکرمی)   دارم که با آموزش های او توانستم جان برادرم را نجات دهم.زندگی برادرم را اول مدیون خدا و بعد او هستم.

 

 

google-buzz twitter digg facebook linkedin
کلید واژه
 
اخبار مرتبط :
نظرات | 0 نظر
captcha
Page Generated in 0/2076 sec